السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

537

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

نبود كه صاحبان عقايد مذكور را مسلمان ناميده و از امّت اسلام مىپنداشتند ؟ خون ، ناموس ، جان و مال آنان را محترم و از هر گونه تعدّى و تجاوز محفوظ و مصون مىدانستند ؟ ! آيا هيچ مورخ و محدّثى نقل كرده است كه پيامبر يا جانشينان وى دربارهء حدوث و قدم قرآن و يا مسائلى امثال آن كه بعدها در ميان مسلمانان مطرح گرديد و اختلاف عميقى به وجود آورد از كسى سؤال كنند و اگر ندانست و يا نپذيرفت ، او را از اسلام خارج بدانند ؟ ما نمىدانيم و كاش مىدانستيم ! كسانى كه اين اختلاف را در ميان مسلمانان انداخته‌اند ، چه عذر و بهانه‌اى در پيشگاه خدا خواهند داشت و در روز رستاخيز ، روزى كه همگان به سوى خدا خواهند برگشت و از كردهء آنان سؤال خواهد شد ، چه جوابى خواهند داد ؟ آرى ، مسئله حدوث و قدم قرآن هنگامى پديدار شد كه مسلمانان به دو گروه به نام اشعرى و غير اشعرى تقسيم گرديدند . اشعرىها به قدم قرآن معتقد شدند و كلام را به دو نوع كلام لفظى و كلام نفسى تقسيم كردند و گفتند كه : كلام خدا از گونهء كلام « نفسى » و معنوى است كه قائم به ذات پروردگار و يكى از صفات ذات اوست . بنابراين ، قرآن كه كلام خداست ، مانند ذات و ديگر صفات ذات وى قديمى خواهد بود . معتزلىها و عدليه نيز معتقد به حدوث قرآن شدند و كلام را تنها به كلام لفظى منحصر نموده و تكلم را از صفات فعلى خداوند دانستند نه از صفات ذاتى او . براى توضيح اين دو نظريه و تشخيص نظريه صحيح و غير صحيح ، لازم است در اينجا فرق صفات ذاتى و صفات فعلى را بيان كنيم . صفات ذاتى و صفات فعلى خداوند تفاوت صفات ذاتى خداوند با صفات فعلى او در اين است كه : صفات ذاتى همان اوصافى را مىگويند كه هميشه ذات اقدس خداوندى با آن‌ها متصف بوده و هيچ‌وقت از آن اوصاف ، خالى و عارى نمىباشد و هرگز با ضد آن اوصاف متصف نمىشود مانند علم ، قدرت و حيات زيرا خداوند هميشه داراى علم ، قدرت و حيات بوده خواهد بود و محال است كه يك وقت داراى اين اوصاف نباشد و محال است با ضد اين صفات يعنى با جهل ، عجز و امثال آن متّصف شود . « صفات فعلى » صفاتى را مىگويند كه خداوند گاهى اين صفات را داراست و گاهى نقيض و ضد آن را يعنى ممكن است كه خداوند در يك وقت يا در موردى به اين وصف متصف شود و در